تبليغاتX
نماینده ICTپیشگامان کویریزد

نماینده ICTپیشگامان کویریزد

دفترICTچاهوک وپندر شهرستان تفت

عید قربان

 

عید قربان بر تمام مسلمین مبارک باد

اولين معنايي كه از عيد به ذهن ميرسد، تغييراتي است كه انسان از ظاهر خود و يا در طبيعت ميبيند . اين آرايش ظاهري همچون پوشيدن لباس نو و آمدن بهار طبيعت به يك معنا عيد ناميده شده است .

در روايتي از امير المومنين علي عليه السلام آمده است كه : هر روزي كه انسان در آن به زشتي آلوده نگردد آن روز عيد است چرا كه زشتي مهمترين بستر ظهور نزاع ميان آدميان است وباعث برهم خوردن آرامش دروني و بيروني انسانها ميگردد و اين همان چيزي است كه با عيد يعني آرامش و شادماني منافات دارد .

 از سوي ديگر حركت انسانها به سوي علم و معرفت همواره با شادماني و نشاط توأم است خاصه آنكه وقتي  انسان معناي جديدي كشف ميكند ، ابتهاج زائد الوصفي تمام وجود آدمي را در بر ميگيرد ، آن لحظه تازه عيد ناميده ميشود .
 

 معناي ديگري كه از عيد,عارفان به ما آموخته اند ، جان باختن و قرباني كردن جان خويش در پاي معشوق است . و نماد ظاهري آن ايام حج و عيد قربان است كه حيواني را انسان به عنوان تحفه و هديه به طرف جايگاه معيني ميبرد تا براي كامل شدن عبادت قرباني كند . مولوي در اين معنا گفته است :  

    خويش فربه مينماييم از پي قربان عيد           كان قصاب عاشقان بس خوب و زيبا ميكشد

   كشته شدن در پاي محبوب و قرباني كردن خود مهمترين تعريفي است كه مولوي ازعيد به ما ميدهد              

 در تمامي اين تعريفها عيد براي انسان مطرح شده است ،يعني ما در شرايط ويژه اي احساس مباركي و نو شوندگي داريم . اما به نظر ميرسد اين تازگي قبل از آنكه در رابطه با ما معني شود در باره توليد كننده اين شرايط يعني خداوند بايد معنا شود . چون خداوند ? بديع السموات و الارض است ? و خود را با عنوان ?فتبارك الله احسن الخالقين? به ما معرفي نموده است .

واز سوي ديگر اين مباركي در تمامي ملك و ملكوت عالم جاري است ، لذا از اين خداي بزرگ و مبارك ميتوان هرلحظه طعم مباركي را چشيد به همين دليل اگر عيدي است اولاً از آن خداست نه از آن آدميان ، و اين معنا با ساير تعاريف آمده در باب عيد يك فرق گوهري دارد كه آن محوريت خداست .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 11:31  توسط عباس فتوحی چاهوکی  | 

سالروزشهادت امام جواد(ع)

امام جواد(ع) و راز شهادت

 

هشتمين امام معصوم(ع) در انتظار پسر و شيعيان در تب و تاب‏رويت جمال جواد الائمه(ع) بودند. حدود چهل و هفتمين بهار عمرامام رضا(ع) سپرى مى‏شد اما هنوز فرزندى كاشانه پر فروغش رافروزان نساخته بود. از طرفى حضرت مورد طعنه دشمنان و زخم زبان‏آنها قرار داشت كه گاه بوسيله نامه نيز آن حضرت را مورد آزارقرار مى‏دادند كه نمونه آن را مى‏توان در مكتوب «حسين ابن‏قياما» مشاهده كرد. او كه از سران «واقفيه‏» بود در نامه‏اى‏به امام رضا(ع) مى‏نويسد: چگونه ممكن است امام باشى در صورتى‏كه فرزندى ندارى و امام(ع) پاسخ او را چنين نگاشت كه از كجامى‏دانى كه من فرزندى نخواهم داشت چند روزى طول نخواهد كشيد كه‏خداوند به من پسرى عنايت‏خواهد كرد كه حق را از باطل جدامى‏كند. تا اينكه طبق پيش بينى امام (ع) در رمضان سال 195 هجرى‏و به نقل از ابن عياش در دهم رجب آن سال ستاره امام جواد(ع)متجلى شد و مادرش «سبيكه‏» را كه از خاندان «ماريه قبطيه‏»همسر پيامبر(ص) بود و به فرموده امام رضا(ع) آفرينشى پاكيزه ومنزه داشت. مرتبت و مقامى والاتر بخشيد.

ولادت امام جواد(ع) تمامى شايعات مربوط به امام رضا(ع) راپايان بخشيد و دلهره و اضطراب را از ميان شيعيان زدود. بدين‏جهت، كه امام در حق فرزندش فرمود: اين مولودى است كه براى‏شيعيان ما «در اين زمان‏» با بركت‏تر از او زاده نشده است.

مولودى كه حدود شانزده سال رهبرى و امامت‏شيعيان را عهده دارشدو در اين راستا آثارى شگفت از خويش به يادگار گذارد و مكتب‏علمى، اجتماعى شيعه را جلوه خاص بخشيد.

شهادت آن بزرگوار پايانى است‏بر تلاشهاى چشمگير و پر فروغش‏تلاشهايى كه خلفاى بنى عباس و دشمنانش را آنچنان غافلگير نمودكه نتوانستند آن حضرت را تحمل نمايند و بدين جهت در صدد شهادت‏آن حضرت بر آمدند و اين نوشتار نگاهى است‏به عوامل و موجبات‏شهادت آن حضرت كه در اين زمينه به بررسى سه عامل مى‏پردازيم:

تقواى الهى و عدم همراهى با فساد در بار

مى‏دانيم كه يكى از القاب آن حضرت «تقى‏» است و اين به خاطره‏جلوه و ظهور خاصى است كه تقواى الهى آن امام همام در اجتماع‏آن روز نموده و جهانى از پاكى و عفاف و تقوا را فرا راه‏ديدگان قرار داده بود و الا تمامى معصومين بر خور دار از صفت‏تقوا و عصمت الهى هستند چنانكه همه «صادق‏» راستگو و«كاظم‏» فرو برنده خشم و «زين العابدين‏» زيباترين روح‏پرستنده‏» هستند.

اما فرهنگ القاب معصومين ريشه‏اى اجتماعى وبرخاسته از عنايت الهى دارد كه لقب «تقى‏» نيز از اين مقوله‏است نگاهى به شرايط اجتماعى آن بزرگوار و وضعيت درباريان مارا بدين نكته رهنمون مى‏كند كه دشمن تلاشى پيگير داشت تا به‏گمان خود آن حضرت را با عياشيها و فساد دربار براى يك بارهم‏كه شده است آلوده كند و در نتيجه آن حضرت را از چشم شيعيان وطرفدارانش كه او را به خاطر پاكى و طهارت الهى‏اش مى ستودندساقط كند و حتى مامون براى كشاندن آن حضرت به بزم درباردخترش ام الفضل را به عقد آن حضرت در آورد و در اين جهت دستورلازم را نيز صادر كرد. اما راه بجايى نبرد و پاكى و تقواى‏امامت‏بر انديشه باطل مامونى پيروز گشت و نورانيتى مضاعف‏يافت. اين بار كافى است روايت ذيل را مرور كنيم.

ابن شهرآشوب در كتاب «مناقب‏» از محمد بن ريان نقل مى‏كند كه‏مامون درباره امام محمد تقى(ع) به هر نيرنگى دست زد شايدبتواند آن حضرت را مانند خود اهل دنيا نمايد و به فسق و لهواو را متمايل كند به نتيجه‏اى نرسيد تا زمانى كه خواست دخترخود را به خانه آن حضرت بفرستد دستور داد صد كنيزك اززيباترين كنيزكان را بگمارند تا زمانيكه امام جواد(ع) براى‏حضور در مجلس دامادى وارد مى‏شود با جامهاى جواهر نشان از اواستقبال كنند كنيزان به آن دستور العمل رفتار كردند ولى حضرت‏توجهى به آنها ننمود

و مردى بود به نام «مخارق‏» كه آوازه‏خوان بود و بربط نواز و ريشى دراز داشت. مامون او را طلبيد واز او خواست كه تلاش خود را جهت متمايل نمودن امام به امورمزبور بكار گيرد. مخارق به مامون گفت اگر ابوجعفر(ع) كمترين‏علاقه‏اى به دنيا داشته باشد من به تنهايى مقصود تو را تامين‏مى‏كنم. پس نشست مقابل آن حضرت و آواز خود را بلند كرد بگونه‏اى‏كه اهل خانه دورش گرد آمدند و شروع كرد به نواختن عود و آوازخوانى. ساعتى چنين كرد ولى ديد حضرت جواد(ع) نه به سوى او ونه به راست و چپ خود هيچ توجهى ننمود. سپس سربرداشت و رو به‏آن مرد كرد و فرمود، «اتق الله ياذاالعثنون‏» از خدا پروا كن‏اى ريش دراز پس عود و بربط از دست آن مرد افتاد و دستش از كارافتاد تا آن كه بمرد. مامون از او پرسيد تو را چه شد؟ گفت:وقتى كه ابو جعفر(ع) فرياد بركشيد آن چنان هراسيدم كه هرگز به‏حالت اول باز نخواهم گشت.

روايت فوق بيانگر عمق توطئه مامون‏جهت نشانه گرفتن تقواى الهى امام جواد(ع) مى‏باشد كه عصمت الهى‏امام جواد(ع) نقشه‏هاى آنان را نقش بر آب مى‏نمود. و در همين‏راستا سخن ديگرى كه از «ابن ابى داود» نقل شده است كه درجمع اطرافيان خود گفت:

خليفه به اين فكر افتاده است كه ابوجعفر(ع) را براى شيعيان وپيروانش به صورت زشت و مست نا متعادل آلوده به عطر مخصوص زنان‏نمودار كند. نظر شما در اين باره چيست؟ آنها مى‏گويند اينكاردليل شيعيان و حجت آنرا از بين خواهد برد اما فردى از ميان‏آنان‏مى‏گويد جاسوسهايى از ميان شيعيان برايم اين چنين خبرآورده‏اند كه شيعيان مى‏گويند در هر زمان بايد حجتى الهى باشد وهرگاه حكومت متعرض فردى كه چنين مقامى نزد آنان دارد بشود خودبهترين دليل ست‏بر اينكه او حجت‏خداست. پس از آن «ابن ابى‏داود» خبر را به خليفه منتقل مى‏كند دراين هنگام خليفه اين‏چنين اظهار نظر مى‏كند كه «امروز در باره اينها هيچ چاره وحيله‏اى وجود ندارد. ابوجعفر را اذيت نكنيد. پس از نوميدى ازهمراهى امام و درخشش هرچه بيشتر جلوه‏هاى پاكى و تقواى امام‏بود كه دشمن تصميم به شهادت امام(ع) را مى‏گيرد زيرا كه هر روزشخصيت امام فروغى فروزانفتر به خويش مى‏گيرد و دلهاى مشتاق‏پاكى و عفاف را هرچه بيشتر بسوى خويش جذب مى‏كند.

و امام (ع)خود بى رغبتى و ناراحتى خويش را از وضعيت دربار و همراهى آنان‏اظهار مى‏داشت. «حسين مكارى‏» مى‏گويد: در بغداد بر ابوجعفر(ع)وارد شدم و در نزد خليفه بانهايت جلالت مى‏زيست. با خود گفتم كه‏حضرت جواد(ع) با اين موقعيت كه در اينجا دارد ديگر به مدينه‏برنخواهد گشت. چون اين خيال در خاطر من گذشت ديدم امام سرش راپايين انداخت و پس از اندكى سربلند كرد در حالى‏كه رنگ مباركش‏زرد شده بود، فرمود: «اى حسين نان جو با نمك نيمكوب در حرم‏رسولخدا(ص) نزد من بهتر است از آنچه كه مشاهده مى‏كنى.

برترى دانش و تفوق علمى

دومين عامل شهادت امام جواد(ع) را مى‏توان حضور قوى و كار آمدحضرت در صحنه‏هاى علمى و برترى دانش آن حضرت بر شمرد زيرا كه‏اين امر ناتوانى خليفه را در مقابل امام جواد(ع) كه بسيارى‏خلافت را حق آنان مى‏دانستند به نمايش مى‏گذاشت. و ضعف بنيه علمى‏دانشمندان دربارى را هر چه بيشتر آشكار مى‏ساخت كه از ميان‏مباحثات متعدد حضرت يكى از آنها را برگزيده و نقل مى‏كنيم.

«زرقان‏» كه با «ابن ابى داود» دوستى و صميميت داشت مى‏گويديك روز ابن ابى داود از مجلس معتصم باز گشت، در حالى كه به‏شدت افسرده و غمگين بود علت را جويا شدم گفت: امروز آرزو كردم‏كه كاش بيست‏سال پيش مرده بودم پرسيدم چرا؟ گفت: به خاطر آنچه‏از ابوجعفر «امام جواد(ع‏») در مجلس معتصم برسرم آمد. گفتم:

جريان چه بود؟ گفت: شخصى به سرقت اعتراف كرد و از خليفه‏«معتصم‏» خواست كه با اجراى كيفر الهى او را پاك سازد. خليفه‏همه فقها را گرد آورد و محمد ابن على «حضرت جواد(ع‏») را نيزفراخواند و از ما پرسيد دست دزد از كجا بايد قطع شود؟ من‏گفتم: از مچ دست. گفت: دليل آن چيست؟ گفتم: چون منظور از دست‏در آيه تيمم «فامسحوا بوجوهكم و ايديكم‏»،صورت و دستهايتان‏را مسح كنيد» تا مچ دست است. گروهى از فقها در اين مطلب بامن موافق بودند و مى‏گفتند: دست دزد بايد از مچ قطع شود ولى‏گروهى ديگر گفتند: لازم است از آرنج قطع شود و چون معتصم دليل‏آن را پرسيد گفتند: منظور از دست در آيه شريفه وضوء:

«فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الى المرافق‏» صورتها و دستهايتان‏را تا آرنج‏بشوييد. تا آرنج است. آنگاه معتصم رو به محمد ابن‏على امام جواد(ع) كرد و پرسيد: نظر شما در اين مساله چيست؟

گفت: اينها نظر دادند، مرا معاف بدار. معتصم اصرار كرد و قسم‏داد كه بايد نظرتان را بگوييد. محمد بن على (ع) گفت: چون قسم‏دادى نظرم را مى‏گويم. اينها در اشتباه‏اند. زيرا فقط انگشتان‏دزد بايد قطع شود و بقيه دست‏بايد باقى بماند. معتصم گفت: به‏چه دليل؟

گفت: زيرا رسول خدا(ص) فرمود: سجده بر هفت عضو بدن تحقق‏مى‏پذيرد. بنابراين اگر دست دزد از مچ يا آرنج قطع شود دستى‏براى او نمى‏ماند تا سجده نماز را به جا آورد و نيز خداى متعال‏مى‏فرمايد: «و ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا» سجده‏گاهها از آن خداست. پس هيچ كس را همراه با خدا مخوانيد. ابن‏ابى داود مى‏گويد: معتصم جواب محمد بن على را پسنديد دستور دادانگشتان دزد را قطع كنند و من همانجا آرزوى مرگ كردم. پس ازسه روز ابن ابى داود به حضور معتصم مى رسد و مى‏گويد: به معتصم‏گفتم خير خواهى براى اميرالمومنين بر من واجب است و من در اين‏جهت‏سخنى مى‏گويم كه مى‏دانم با آن به آتش جهنم مى‏افتم. معتصم‏گفت آن سخن چيست؟ گفتم:

چگونه اميرالمومنين براى امرى از امور دينى كه اتفاق افتاده‏است‏به خاطر گفته مردى كه نيمى از مردم به امامت او معتقدند وادعا مى‏كنند او از اميرالمومنين شايسته‏تر به مقام اوست، تمامى‏سخنان آن علماء و فقها را رها كرده و به حكم آن مرد حكم كرد؟

پس رنگ معتصم تغيير كرد و متوجه هشدار من شد و گفت: خدا را دربرابر اين خيرخواهيت‏به تو پاداش نيك عطا كند و پس از آن بودكه تصميم به شهادت امام (ع) گرفت.

بزرگداشت نهضتهاى شيعى

حسين بن على مشهور به شهيد فخ نواده حضرت مجتبى(ع) در زمان‏يكى از خلفاى بنى عباس به نام هادى عباسى قيام كرد. ياد و نام‏او سندى بر محكوميت‏بنى عباس تلقى مى‏شد و حماسه نهضتهاى شيعى‏عليه خلفاى عباسى را در خاطره‏ها تجديد مينمود.

در حمايت ازاين شهيد انقلابى روايتى نيز از امام جواد(ع) مى‏خوانيم: «پس‏از فاجعه كربلا هيچ فاجعه‏اى براى ما بزرگتر از فاجعه فخ نبوده‏است.» يكى از نويسندگان در حكمت نقش انگشترى امام جواد(ع)«نعم‏القادر الله‏» مى‏نويسد: بعد از آن كه «مامون‏» همه‏انقلابها را سركوب نموده و تمامى صداها را خفه كرد. طبيعى بودكه مامون و عباسيان و يارانشان احساس كنند كه به نهايت‏آروزيشان رسيده و به ارزشمندترين آرمانهايشان كه عبارت بود ازمحكم ساختن پايه‏هاى حكومت و سلطنتشان به طورى كه ديگر هيچ‏نيرويى توان ايستادن در برابر جبروت و سركشى آنان نداشته اشددست‏يافته‏اند ولى مى‏بينيم كه بعد از اين همه، نقش انگشترى‏امام جواد(ع) در برابر تمامى تصورات آنان قد علم مى‏كند وتمامى مظاهر و سركشى و ستم آنان را محكوم مى‏كند آن نقش اين‏جمله است «نعم القادرالله‏» چه نيكو توانمندى است‏خدا.

و در اين راستاست كه معتصم پس از اين كه از مردم بيعت‏براى‏خود گرفت جوياى حال امام جواد(ع) شد و دستور داد كه امام‏جواد(ع) و همسرش ام الفضل را به بغداد فرا خوانند. زيرا كه‏حضور و نام و ياد آن بزرگوار حماسه جهاد و پرچم آزادگى و عزت‏ايمان است و جلوه امامت و وصايتش مهر باطلى است‏بر خلافتهاى‏باطل بنى عباس.

درود و سلام و صلوات خدا بر جواد الائمه(ع) آن هنگام كه باميلادش جلوه زيباى مبارك‏ترين مولود را رقم زد و آن هنگام كه باقامت زيباى امامت‏خويش قيامتى از شكوه و جلال و عظمت الهى رامتجلى ساخت و آن زمان كه در آخر ذى قعده سال 220 هجرى ديده ازجهان فرو بست و با غروب غمگنانه و افتخار آفرين خويش تجلى بخش‏آيات جهاد و شهادت گشت.


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 8:29  توسط عباس فتوحی چاهوکی  | 

ماه رمضان

اعمال ماه مبارك رمضان
اين اعمال كه آثار عميقى در پرورش روح و جان انسان دارد، به دو بخش تقسيم مى شود:
اوّل: اعمال مشترك ماه مبارك رمضان، كه مخصوص شب و روز معيّنى نيست، و آن بر چهار قسم است:
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 10:25  توسط عباس فتوحی چاهوکی  | 

معجزه عسل و دارچین

معجزه عسل و دارچین

همه ما در مورد خواص عسل و دارچین و معجزه آنها بر درمان بیماری ها اطلاعاتی داریم اما شاید تا کنون کمتر کسی به ترکیب این دو اکسیر جادویی با هم برای درمان بیماری ها توجه کرده باشد.
زنبور عسل

 برای مثال ترکیب عسل و دارچین با یکدیگر و مالیدن آن روی محل دندان درد با دردهای آرتروزی تا حدود زیادی درد را کاهش میدهد. معجون عسل و دارچین و روغن زیتون هم به جنگ ریزش مو می رود. گاز معده هم با خوردن ترکیب عسل و دارچین درمان می شود. تحقیقات نشان می دهد که افزودن عسل و دارچین به چای، ظرف مدت دو ساعت ، سطح کلسترول خون را تا 10 درصد کاهش میدهد. اگر هم سرما خوردید تا 3 روز، روزی 3 بار ترکیب عسل و دارچین را نوش جان کنید تا سرفه ها قطع شده و سینوس ها تمیز شوند. همچنین اگر درپی کاهش وزن هستید صبح ناشتا یک فنجان مخلوط آب جوشیده ، عسل و دارچین میل کنید. به گفته پزشکان ، عسل و دارچین سیستم دفاعی بدن را تقویت می کند و ضعف را از بین می برد. همچنین این اکسیر ، پوست را جوان و شفاف می کند و روند پیر شدن سلول ها را به تاخبر می اندازد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 9:18  توسط عباس فتوحی چاهوکی  | 

شهادت فطمه(س)

img/daneshnameh_up/b/b9/fatemeh6.jpg

بر حاشیه برگ شقایق بنویسید             گل تاب فشار در و دیوار ندارد

شهادت مظلومانه بی بی دو عالم ، بهترین زنان عالم ، بانوی پاک و بی نشان ، همسر مولای متقیان  ، حضرت فاطمه زهرا (س ) بر همگان تسلیت باد

امید که از رهروان این بانوی بزرگ که بهترین و بالاترین آفریده خداست باشیم و در روز محشر مورد شفاعت ایشان قرار بگیریم

التماس دعا

یا زهرا

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 9:3  توسط عباس فتوحی چاهوکی  | 

اولین ها

اولين ها در چاهوك

در باره اتفاق  هايي كه در چاهوك افتاده يا كارهايي شده جالب است بدانيم چه كساني پيشقدم بودند يا چه چيز هايي اولين بار اتفاق افتاده ولي از آنجائيكه خيلي از آن ها معلوم نيست ما با صراحت نمي توانيم اظهار نظر كنيم بنا بر اين از كسانيكه سن و سالي داشتند پر سيديم و  مطالب زير دستگيرمان شد.


 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:35  توسط عباس فتوحی چاهوکی  | 

زندگینامه استادشهید مطهری.

روز معلم را به تمام معلمین تبریک می گویم.

در اینجا لازم دانستم که من هم ازمعلمانی که در دوران گذشته برایم زحمت کشیده اندومرادر اموختن علم یاری کرده اندتشکر وسپاس گیم.

استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان  واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي
مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود در حالي که به تازگي موسس گرانقدر آن آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي ديده از جهان فروبسته و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهد گرفته اند.

در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. قبل از هجرت آيت الله العظمي بروجردي به قم نيز استاد شهيد گاهي به بروجرد مي رفته و از محضر ايشان استفاده مي کرده است. مولف شهيد مدتي نيز از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي در اخلاق و عرفان بهره هاي معنوي فراوان برده است. از اساتيد ديگر استاد مطهري مي توان از مرحوم آيت الله سيد محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آيت الله سيد محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وي در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعي و سياسي نيز مشارکت داشته و از جمله با فدائيان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و از
اميدهاي آينده حوزه به شمار مي رود به تهران مهاجرت مي کند. در تهران به تدريس در مدرسه مروي و تأليف و سخنرانيهاي تحقيقي مي پردازد. در سال 1334 اولين جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان توسط استاد مطهري تشکيل مي گردد. در همان سال تدريس خود در دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را آغاز مي کند. در سالهاي 1337 و 1338 که انجمن اسلامي پزشکان تشکيل مي شود .استاد مطهري از سخنرانان اصلي اين انجمن است و در طول سالهاي 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد اين انجمن مي باشد که بحثهاي مهمي از ايشان به يادگار مانده است.

کنار امام بوده است به طوري که مي توان سازماندهي قيام پانزده خرداد در تهران و هماهنگي آن با رهبري امام را مرهون تلاشهاي او و يارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نيمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد 1342 به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهرباني منتقل مي شود و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زندانی مي گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مي شود.

پس از تشکيل هيئتهاي موتلفه اسلامي، استاد مطهري از سوي امام خميني همراه چند تن ديگر از شخصيتهاي روحاني عهده دار رهبري اين هيئتها مي گردد. پس از ترور حسنعلي منصور نخست وزير وقت توسط شهيد محمد بخارايي کادر رهبري هيئتهاي موتلفه شناسايي و دستگير مي شود ولي از آنجا که قاضي يي که پرونده اين گروه تحت نظر او بود مدتي در قم نزد استاد تحصيل کرده بود به ايشان پيغام مي فرستد که حق استادي را به جا آوردم و بدين ترتيب استاد شهيد از مهلکه جان سالم بدر مي برد. سنگينتر مي شود. در اين زمان وي به تأليف کتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنراني در دانشگاهها، انجمن اسلامي

کردن محتواي نهضت اسلامي پزشکان، مسجد هدايت، مسجد جامع نارمک و غيره ادامه مي دهد. به طور کلي استاد شهيد که به يک نهضت اسلامي معتقد بود نه به هر نهضتي، براي اسلامي کردن محتواي نهضت تلاشهاي ايدئولوژيک بسياري نمود و با اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود و با کجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود به طوري که مي توان او را بنيانگذار آن موسسه دانست. ولي پس از مدتي به علت تکروي و کارهاي خودسرانه و بدون مشورت يکي از اعضاي هيئت مديره و ممانعت او از اجراي طرحهاي استاد و از جمله ايجاد يک شوراي روحاني که کارهاي علمي و تبليغي حسينيه زير نظر آن شورا باشد سرانجام در سال 1349 عليرغم زحمات زيادي که براي آن موسسه کشيده بود و عليرغم اميد زيادي که به آينده آن بسته بود در حالي که در آن چند سال خون دل زيادي خورده بود از عضويت هيئت مديره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.

در سال 1348 به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي ايشان و حضرت علامه طباطبايي و آِيت الله حاج سيد ابوالفضل مجتهد زنجاني مبني بر جمع اعانه براي کمک به آوارگان فلسطيني و اعلام آن طي يک سخنراني در حسينيه ارشاد دستگير شد و مدت کوتاهي در زندان تک سلولي به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلي بود تا اينکه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد مي کرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت.

اما مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است. اين امر خصوصاً در سالهاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهري اولين شخصيتي است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدين خلق ايران » پي مي برد و ديگران را از همکاري با اين سازمان باز مي دارد و حتي تغيير ايدئولوژي آنها را پيش بيني مي نمايد. در اين سالها استاد شهيد به توصيه حضرت امام مبني بر تدريس در حوزه علمي قم هفته اي دو روز به قم عزيمت نموده و درسهاي مهمي در آن حوزه القا مي نمايد و همزمان در تهران نيز درسهايي در منزل و غيره تدريس مي کند. در سال 1355 به دنبال يک درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مي شود. همچنين در اين سالها استاد شهيد با همکاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران » را بنيان مي گذارد بدان اميد که روحانيت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا کند.
گرچه ارتباط استاد مطهري با امام خميني پس از تبعيد ايشان از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشته است ولي در سال 1355 موفق گرديد مسافرتي به نجف اشرف نموده و ضمن ديدار با امام خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه هاي علميه با ايشان مشورت نمايد. پس از شهادت آيت الله سيد مصطفي خميني و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، استاد مطهري به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار مي گيرد و در تمام مراحل آن نقشي اساسي ايفا مي نمايد. در دوران اقامت حضرت امام در پاريس، سفري به آن ديار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ايشان گفتگو مي کند و در همين سفر امام خميني ايشان را مسؤول تشکيل شوراي انقلاب اسلامي مي نمايد. هنگام بازگشت امام خميني به ايران مسؤوليت کميته استقبال از امام را شخصاً به عهده مي گيرد و تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن همواره در کنار رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي و مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي ايشان بود تا اينکه در ساعت بيست و دو و بيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال 1358 در تاريکي شب در حالي که از يکي از جلسات فکري سياسي بيرون آمده بود يا گلوله گروه نادان و جنايتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت مي رسد و امام و امت اسلام در حالي که اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمي عظيم فرو مي روند.

سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:45  توسط عباس فتوحی چاهوکی  | 

چاهوک.دوازدهم فروردین 1388

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:16  توسط عباس فتوحی چاهوکی  | 

طرح اتصال منازل ایران به فیبر نوری

طرح اتصال منازل ايران به فيبر نوري

 

پروفسور جواد صالحي مدير آزمايشگاه شبكه‌هاي نوري دانشكده برق دانشگاه صنعتي شريف است. او مي‌گويد: در حقيقت مي‌توانم بگويم كه در دنيا گروه ما را در زمينه شبكه‌هاي نوري، به‌عنوان يكي از مراكز excellent يا قطب در زمينه‌هاي دسترسي چندگانه مخابرات نوري مي‌شناسند و به همين دليل هم، براي سخنراني‌هاي كليدي دعوت مي‌شويم.

يكي از طرح‌هاي مهمي كه وي در دانشگاه صنعتي شريف پيگيري مي‌كند طرح اتصال منازل ايران به فيبرنوري است. به اعتقاد او، اجراي اين طرح مي‌تواند تحولات بزرگي در ايران ايجاد كند.

با دكتر صالحي در باره اين طرح و وضعيت دانش و فناوري در ايران و جهان گفت‌وگو كرده‌ايم.

چگونه شد كه به‌عنوان چهارمين دانشمند برتر جهان اسلام شناخته شديد؟
شبــكه دانش يـا همان ISI - Information Science Institution- و بخش web of knowledge آن علوم بصري را به 21 قسمت تقسيم مي‌كند. مانند فيزيك، شيمي، پزشكي، علوم طبيعي، جامعه‌شناسي و... كه شما اگر خودتان به سايت ISI سر بزنيد، نوشته‌هاي مختلف ديگري را خواهيد ديد. مثلا اگر به پزشكي نگاه كنيد، شامل دندانپزشكي، جراحي مغز و قلب و پوست و تخصص‌هاي بسيار زياد ديگري مي‌شود‌كه همه اينها شاخه‌اي حساب مي‌شود زير نظر پزشكي!

سؤال اين است كه مثلا در گروه پزشكي يا علوم كامپيوتر يا مهندسي، در 20 سال اخير كدام مقالات داراي تاثيرگذاري بيشتر بوده است يا به عبارتي مقاله چه كسي بيشتر تاثيرگذار بوده است؟
در محاسبات ديده شده كه در 20 سال اخير بيش از 20 ميليون مقاله در سطح دنيا توسط بيش از 6 ميليون دانشمند و محقق به چاپ رسيده و شبكه دانش به‌دنبال 250 نفر برتر
هر گروه هستند.

با محاسبات متوجه مي‌شوند كه زماني اسم يك نفر به نام محقق پر استناد وارد اين سايت مي‌شود‌ كه پر استناد‌ترين جهان است. عموما احتمال اينكه كسي به اين ليست وارد شود، كمتر از يك صدم از يك ‌درصد تمام دانشمندان جهان است. پس در هر رشته- كه تعداد آن 21 رشته است- در 20 سال اخير جست‌وجو مي‌كنند و 250 دانشمند برتر از نظر اينكه مقالاتشان در حقيقت بيشترين ارجاعات را آورده انتخاب مي‌شوند و چون ارجاع دادن به يك مقاله، معيار كيفيت و اثر گذاري آن مقاله است با اين ديد، ليست مورد نظر پر شده است.

اين ليست توسط كشورها و موسسات مختلف تقسيم بندي شده است. مثلا اگر شما به كشور ژاپن توجه كنيد، مي‌بينيد كه 100 تا 110 نفر جزو دانشمندان برتر جهان حساب مي‌شوند و در فرانسه حدود 80 تا 90 نفر جزو اين ليست شده‌اند، يا در هندوستان 6 نفر شده‌اند و زماني كه شما كشورهاي اسلامي را بررسي مي‌كنيد، خواهيد ديد كه به جز 4 كشور پاكستان، ايران، تركيه و الجزاير، بيشتر آنها شخصي با عنوان دانشمند پر استناد ندارند. ايران فقط يك مورد دارد. بنده هم به‌عنوان تنها شخص پر استناد ايران در جهان هستم؛ يعني تنها كسي كه در اين رتبه است من هستم و طبق اين اصل، اين4 دانشمند مسلمان پر استناد جهان معلوم مي‌شود.

آقاي دكتر، شما طرحي با عنوان رساندن فيبرنوري به منازل ارائه كرديد. اين طرح چه شد؟
فاز اول اين طرح تمام شده است و موفقيت‌آميز بود و اين كار توسط مركز صنايع نوين انجام شد ولي در رابطه با مرحله دوم، متأسفانه مركز صنايع كه تغيير مديريت پيدا كرد، ما نمي‌دانستيم چه كار كنيم چون بالاخره هيچ طرحي بدون بودجه پيش نمي‌رود. ما بايد از تجهيزات بالايي برخوردار باشيم. ولي خدا را شكر مي‌كنم كه دوستاني كه در راس تصميم‌گيري طرح‌هاي مختلف بوده‌اند، طرح ما را تصويب كردند و مرحله دوم آن هم چند ماهي است كه شروع شده است و اين طرح براي كشور ما بسيار حساس و حياتي است. چون اگر شما تكامل شبكه‌هاي مخابراتي را بررسي كنيد، خواهيد ديد كه هيچ راهي جز كشيدن فيبر نوري براي منازل نداريم تا بتوانيم دنياي تمام ديجيتال را در جامعه بشري پياده‌سازي‌ كنيم.

یكي از معضلات امروزي اين است كه اين رسانه‌ها كه به‌عنوان سيم‌ها و كابل به منازل مي‌آيند كشش ارسال حجم بالاي اطلاعات را ندارند. اين مورد مثل اين است كه شما يك اتوبان دو بانده ايجاد كرده‌ايد ولي ميليون‌ها ماشين مي‌خواهند از آن رد بشوند؛ مسلما در ورودي و خروجي اين راه‌ها تراكم ترافيك ايجاد مي‌شود و نهايتا از كيفيت بسيار پاييني برخوردار مي‌شوند، در نتيجه تنها راه رساندن سرويس‌هاي مدرن بشري كه يكي از مهم‌ترين آنها رساندن تصوير به‌طور زنده است‌و يا داشتن سرويس‌هاي ديگري كه از نظر تحقيقاتي مهم هستند مستلزم اين خواهد شد كه شاهراه‌هاي عظيمي از اطلاعات را ‌ ايجاد كنيم كه اين شاهراه‌هاي عظيم، فيبرهاي نوري هستند.

اين فيبرنوري مثل اتوبان اما با بيش از هزار باند در هر طرف مي‌تواند خط اطلاع را داشته باشد‌ و چون حجم بالايي را مي‌تواند حمل كند اين باعث مي‌شود كه ما بتوانيم شبكه‌هاي مخابراتي را طوري طراحي كنيم كه ارسال اطلاعات حجم بالا مثل ارسال ويدئو، تصوير يا كتابخانه انجام پذير باشد. در حقيقت انتقال داده‌ها با حجم بالا را تنها با فيبر نوري مي‌توان انجام داد. در ژاپن قرار است تا سال 2010 ، 30ميليون نفر از منازلشان به فيبرنوري وصل شوند و در آمريكا به‌طور خيلي جدي سرمايه‌گذاري عظيم مي‌شود تا فيبر را به سر كوچه يا منزل افراد برسانند.

در نتيجه به خاطر اينكه مبادا ايران در اين زمينه عقب بيفتد ما تصميم گرفته‌ايم از آنجايي كه احاطه تحقيقات ما در شبكه‌هاي زميني بسيار بالاست در چهار چوب شبكه‌هاي فيبرنوري طرحي تعريف كنيم كه هم از نظر علمي و هم از نظر راهبردي آينده كشور بسيار مهم خواهد بود. خيلي مهم است كه ما هميشه جلوي خط فناوري قرار بگيريم. اين طور نباشد كه ديگران يك فناوري را به سرانجام برسانند و آن فناوري امتحانش را پس داده باشد و بعدا ما به‌عنوان يك كشور جهان سوم در حال توسعه بگوييم كه آيا اين فناوري را بخريم يا نخريم. ما بايد از اين حالت بيرون بياييم، ما بايد خودمان آغازگر اين روند پژوهش و تحقيق باشيم. قبل از اينكه فيبرنوري در سطح دنيا به منازل برسد اينترنت و سيستم‌هاي موبايل انفجار ايجاد كند و يك‌دفعه هم متوجه شويم كه چه جالب اينترنت وجود دارد، موبايل وجود دارد، پس ما هم آن را بخريم؛ قبل از اينكه اين اتفاق بيفتد ما بايد در راس موج سيستم قرار بگيريم و جزو كساني باشيم كه اطلاعات را به ديگران برسانيم. ايران هم جزو كشورهايي است كه قصد دارد فيبرنوري به منازل بدهد. من انتظار دارم تصميم‌گيران ما در صنعت مخابرات در حقيقت اين مسئله را جدي بگيرند.

و در اين زمينه برنامه‌هايي كه نياز است را انجام دهند چون سرمايه‌بر خواهد بود و فكر نكنند كه چه كسي حالا 5/2 گيگا بيت در ثانيه اطلاعات مي‌خواهد. حدود 10 سال پيش كه در مركز تحقيقات بوديم اينترنت داشتيم ولي اينترنت فقط براي محققان و اساتيد بود ولي وقتي به جامعه بشري به‌طور عام معرفي مي‌شود انسان‌هاي عادي آن وقت متوجه مي‌شوند چه چيز جالبي وجود دارد و مي‌توانند از طريق كامپيوتر به تمام دنيا دسترسي پيدا كنند. آن زمان مي‌گفتند چه كسي نياز به اينترنت دارد ولي امروز مي‌بينيم كه همه نيازمند اينترنت هستند. اين طور نيست كه فيبرنوري چون حجم خيلي بالايي را به طرف منازل و ساختمان‌هاي تجاري مي‌برد سؤال پيش بيايد كه چه كسي مي‌خواهد از آن استفاده كند.

آيا اطلاع داريد كه در نقشه جامع علمي كشور يا برنامه توسعه 5 ساله پنجم كه در حال تدوين است. در اين زمينه موضوعي گنجانده شده يا خير؟
تا آنجا كه من مي‌دانم نه. دليلش اين است كه كشور درگير مسائل روز است. الان فيبر را مي‌خواهند به موبايل اختصاص بدهند كه هزينه‌بر است. ما هنوز يك ماهواره به‌عنوان يك كشور نداريم اين خيلي جاي تعجب دارد. كشور عظيمي مثل ايران در فضا هيچ ماهواره مخابراتي ندارد. درست است كه ماهواره‌هايي كوچك فرستاده‌ايم اين طرح فرستادن فيبرنوري به منازل طرح جديدي است و انشاالله وقتي كه ما امسال نتايج ملي را به دست آورديم در سطح وسيعي به مديران ارشدمان اطلاع‌رساني مي‌كنيم و به هر حال آنها را تشويق و ترغيب به اين كار مي‌كنيم. وظيفه ما اين است كه از نظر علمي و آكادميك به مديران ارشد مخابراتي كشور اين اطلاعات را برسانيم. از ديد ما كه در اين زمينه اين قدر تمركز كرده‌ايم و دنيا به ما افتخار مي‌كند، انقلاب بعدي، اطلاعات جامعه بشري در زمينه فيبرنوري در منازل خواهد بود.

وقتي فيبرنوري به منازل مي‌آيد يك انقلاب و تحولي عظيم در رابطه با فناوري مخابرات ايجاد خواهد شد، از يك طرف وقتي شما اطلاعات را از طريق فيبرنوري به منازل مي‌رسانيد باعث مي‌شود زيرساخت‌هاي مخابراتي تغيير كند و به سمت سوئيچ‌هاي نوري خواهيم رفت. سوئيچ‌هاي نوري بايد از ادوات پيشرفته‌اي برخوردار باشد و اين ادوات باعث مي‌شود در زمينه فيزيك و مواد، تحقيقات زيادي انجام شود، باعث مي‌شود افرادي كه در زمينه فوتونيك و علوم نور تحقيق مي‌كنند در اين زمينه خيلي فعاليت انجام دهند. تحولاتي در علوم رخ خواهد داد و روند فكري ما در زمينه مخابرات كاملا عوض مي‌شود و نه فقط بعد انساني و اقتصادي و جامعه‌شناسي آن بسيار مهم است بلكه بحث علمي و فناوري آن شايد به‌مراتب مهم‌تر هم باشد چون يك انقلاب فناوريك در زمينه فناوري مخابرات ايجاد خواهد كرد.

حالا كه در اين رابطه صحبت كرده‌ايد، بفرماييد دسترسي به اينترنت پر سرعت چه تاثيري در پژوهش و توسعه دارد؟
هيچ فناوري بدون دليل رشد نخواهد كرد. حتما دليل بنيادين درون يك فناوري بايد باشد تا آن مطرح شود. همان طور كه تلفن همراه و اينترنت در مرحله اول به جامعه بشري معرفي شد. شايد گفته شود اگر آن را معرفي نمي‌كردند احتياجي به آن پيدا نمي‌شد. مگر هزاران سال بشر با اينترنت زندگي كرده است. انسان مي‌تواند بدون آن هم زندگي كند ولي وقتي صحبت از ابزاري مي‌شود كه با آن كار‌ها سريع‌تر پيش رفته و نتايج علمي و اقتصادي بهتري عايد مي‌شود، پس آن افرادي كه آن ابزار را ندارند هميشه عقب خواهند بود همان طور كه تفاوت بين يك كشور پيشرفته و عقب افتاده به‌دليل اين نيست كه انسان‌ها در آن زندگي نمي‌كنند. شما در كوه‌هاي افغانستان هم برويد انسان در آن زندگي مي‌كند در پيشرفته‌ترين كشورهاي جهان برويد انسان زندگي مي‌كند. ولي تفاوت زندگي انسان‌ها در چه حدي است.

آن تفاوت را فناوري پياده‌سازي‌ مي‌كند، در زمينه رساندن اينترنت پرسرعت حياتي بودن قضيه آن است كه وقتي شما يك ابزار اينترنت پر سرعت، در دست داريد به منابع اطلاعاتي گسترده‌تر و سريعتر دسترسي پيدا خواهيد كرد و در نتيجه شما مي‌توانيد تصميمات حساس و راهبردي كه در حقيقت تفاوت بين سود يا زيان جامعه را مي‌تواند تعيين كند بگيريد. آن وقت شما جلوتر خواهيد بود. وقتي شما در دفتر نشسته باشيد و به تمام تجارت‌خانه‌هاي هم صنف خودتان دسترسي آني داشته باشيد و از تمام توليدات آنها مطلع بوده و قيمت‌هاي آنها را داشته باشيد، طبيعتا هزينه بررسي اين اطلاعات را به حداقل رسانده‌ايد و شما توانسته‌ايد به جاي تصميم‌گيري روي 5 قلم كالا، با هزارها قلم جنس از همان نوع در تمام دنيا روبه‌رو شويد و تصميم‌گيري كنيد و اين باعث مي‌شود شما از ابزار بهتري برخوردار شويد براي تصميم‌گيري مثل اين مي‌ماند كه شما مي‌خواهيد مسافرت كنيد و مي‌خواهيد سريع هم به مقصد برسيد.

حال با يك ماشين سريع‌تر مي‌رسيد يا با يك هواپيما؟ طبيعتا با ماشين به هواپيما نمي‌رسيم. داشتن اينترنت پر سرعت و سيستم‌هاي مخابراتي ديجيتال جامعه را در يك سكويي قرار مي‌دهد كه آن سكو از برتري خاصي نسبت به جامعه‌اي كه آن سيستم را ندارد برخوردار خواهد بود و اين خيلي حياتي است. در امر تحقيقات هم به همين صورت است ما الان در دانشگاه نشسته‌ايم منتظر نمي‌مانيم كه مقالات چاپ شده از طريق پست كه 2 ماهي مي‌تواند طول بكشد به ما برسد و يا اصلا نرسد. هر كس با اينترنت خودش تمام سايت‌هاي معتبرعلمي جهاني را در دسترس خودش دارد و مي‌تواند مقاله‌اي را كه نياز دارد جست‌وجو كند و در نتيجه آن را دانلود كرده و همان لحظه در هر كجاي دنيا باشد آن مقاله در دسترس‌اش خواهد بود. خوب كسي كه دسترسي به چنين امكاناتي دارد در مقايسه با كسي كه ندارد و با دو كتاب قديمي مي‌خواهد تحقيقي انجام دهد خيلي فرق دارد.

فقط تنها مشكلي كه وجود دارد اين است كه بايد نظارت روي استفاده از اينترنت داشته باشيم. اينترنت ابزاري نيست كه در دست هر كسي بگذاريد. اينترنت ابزار حساسي براي جوانان ما است. حتما پدرها و مادرها بايد درگير باشند ولي به اين معنا نيست كه نبايد با آن كار كنند بلكه ضروري است كه كار با آن را ياد بگيرند و با فضاي اينترنت آشنا شوند و اينكه كسي فكر كند نبود اينترنت پر سرعت مهم نيست اشتباه است زيرا يكي از عوامل تاثيرگذار بر سرعت پيشرفت جامعه ما بستگي به صنعت شبكه مخابراتي كه ما به جامعه ارائه مي‌دهيم خواهد داشت.

در مورد تجهيزات آزمايشگاهي با توجه به اينكه آنها اكثرا قديمي هستند و به‌روز نشده‌اند در حالت كلي مي‌توانيد توضيحي بدهيد؟
در كشورما بحث فرار مغزها وجود دارد. چرا دانشجويان مطرح و برتر ما براي ادامه تحصيل به آمريكا و اروپا و كشورهاي ديگر مي‌روند؟ در يك جامعه فعال و با نشاط و نخبه پرور مثل جامعه ما شخص نخبه جوان نياز دارد خودش را در معرض نمايش جهاني قرار دهد و نشان بدهد كه پتانسيل من چه هست و آن به قول معروف تشنگي كه آن جوان دارد در رابطه با نشان دادن قابليت‌هاي ذهني و فكري‌اش همان پژوهش‌اش مي‌شود و يكي از دلايلي كه جوانان ما بعد از گرفتن ليسانس در ايران، جذب خارج از كشور مي‌شوند به خاطر اين نيست كه بروند و جذب محيط آنجا شوند. دليلي كه مي‌روند و سال‌هاي سال مي‌مانند و حاضرند در آنجا زندگي كنند و از خانواده‌شان دور بمانند به خاطر بودن آزمايشگاه‌هاي پژوهشي مجهز و به‌روز آنها است. يعني يك دانشگاه برتر جهان وقتي مي‌گويد برتر است به اين معني نيست كه چند عدد كلاس دارد و يا چند استاد خوب و چند دانشجوي نخبه هم گرفته است. اين جزئي از داستان است و كليد آن چيز ديگري است.

دانشگاه برتر دانشگاهي است كه در مرزهاي برتر قدم برمي‌دارد و علم را مي‌شكافد و ايده‌هاي جديد و نوين را به بشريت معرفي مي‌كند. اين كار را اساتيد و دانشجويان تحصيلات تكميلي آن انجام مي‌دهندكه به مقاله، ثبت‌اختراع، فكر جديد، راه و روش فرايند جديد منجرمي‌شود در نتيجه مسئولين ما كه خوشبختانه به اين نتيجه رسيده‌اند، اگر مي‌بينند كه دير عمل مي‌كنند برمي‌گردد به اينكه مديريت كشور ما دستخوش قوانين دقيانوسي است كه نمي‌تواند سريع بجنبد.

يكي از روش‌هاي جلوگيري از فرار مغزها در كشور ما ايجاد مراكز پژوهشي و آزمايشگاه‌هاي پژوهشي به روز است. يعني اگر يك دانشجو احساس كند در ايران مي‌تواند در آزمايشگاهي پژوهشي برود و همان كاري را كه در آزمايشگاه پژوهشي يك دانشگاه معتبر بكند، او هم انجام دهد و منجر به ارائه فكري به جهانيان بشود طبيعتا انگيزه رفتن او كمتر خواهد شد. قطعا در اين صورت كشور خودش را با رضايتي راحت‌تر و آشنا ترجيح مي‌دهد. متأسفانه خيلي از نخبگان ما كه به خارج مي‌روند ديگر نخبه نمي‌مانند. تفاوتي كه از نظر زبان و محيط و فرهنگ با ما دارند مي‌تواند شتاب جوان را كم كند. ما اگر بخواهيم جوانان نخبه را ترغيب به ماندن بكنيم نمي‌توانيم با زور آنها را وادار به ماندن كنيم.

همان طور كه مي‌دانيم حتي در دين ما به هجرت و علم آموزي تاكيد شده و تاريخ ما براساس هجرت است. پس هجرت بسيار خوب است و نمي‌توان نخبگان را از آن منع كرد. هيچ راهي وجود ندارد مگر اينكه ما بتوانيم آزمايشگاه‌هاي پژوهشي به روز و پر بار را در دانشكده‌هايمان ايجاد كنيم و جوانانمان اين اعتماد به نفس را پيدا كنند كه مي‌تواننددر اين آزمايشگاه‌هاي پژوهشي آن كاري را كه فكر مي‌كنند كه در خارج از كشور مي‌توانند انجام دهند،عملي كنند.

آن زمان است كه مي‌توان گفت ما در تصميم‌گيري افراد تاثيرگذار هستيم. مركز نخبگان كه زير نظر رئيس‌جمهور است، برنامه‌اش اين است و اميدوارم موفق شوند. ولي نكته اساسي اين است كه اگر تا به حال موفق نبوده‌اند شايد علتش اين است كه هنوز به اين نتيجه قطعي نرسيده كه رسيدن به قله اصلي علم، تمدن و قدرت از راه و روش پژوهش ميسر است. بايد طوري آن را نهادينه كنند كه به ابزارهاي قدرت دست پيدا كنند نه جامعه‌اي كه منتظر باشد ببيند ديگران چه مي‌كنند و آنها همان كار را انجام دهند؛جامعه‌اي كه خودش مرزهاي دانش را بشكافد و ايده‌هاي جديد و نوين را به بشريت معرفي كند.

اينجا است كه بحث متمدن بودن جامعه پيش مي‌آيد. تمدن از طريق ايجاد تفكرات بنيادين زيباي بشري است كه منجر به پيشرفت بشر مي‌شود. اين راه را پژوهش به جامعه نشان مي‌دهد. در تمام زمينه‌ها اين پژوهش است كه من را زودتر از ديگران به جايي مي‌رساند كه متوجه مي‌شوم آينده وجود دارد و اگر بتوانم از اين ايده استفاده كنم اين برتري‌ها را به جامعه من خواهد داد. اگر تصميم‌گيران ما به اين مقوله عقيده پيدا كنند به جاي ارجحيت دادن به يارانه نان و مواد غذايي، بودجه پژوهش را اول تعيين مي‌كنند. جامعه ما ادعا دارد كه ما راه و روشي براي بشريت داريم. ما جامعه‌اي نيستيم كه فقط به فكر كپي كردن باشد. ما مدعي هستيم كه جزو انسان‌هايي هستيم كه روند پيشرفت بشري را مي‌دانيم.

حال كه مي‌خواهيم نقش داشته باشيم پس نقش من چطور نمود پيدا مي‌كند؟ طبيعتا من بايد ايده‌هاي جديد و جرقه برانگيز به جامعه بشري ارائه كنم. توجه بشريت را به سمت خودم جلب كنم چرا ما هميشه به گذشته و تمدن قديمي‌مان مي‌باليم؟ در واقع گذشتگان ما محققان خوبي بوده‌اند و فرايند پژوهش را خوب انجام مي‌دادند. در آن برهه از زمان طوري شده بود كه پژوهش در جامعه انساني نهادينه شده و براي آن ارزش قائل مي‌شدند و اين ارزش‌گذاري باعث شده بود براي 200 تا 300 سال ما كارهاي عظيمي را انجام دهيم ولي حالا آنها از ما قدرتمندتر هستند و ما خودمان در حال حاضر در خواب فرو رفته‌ايم و مسئله پژوهش را جدي نمي‌گيريم ما از لحاظ فرهنگي دچار ركود شده‌ايم و فكر كرديم از پژوهش‌ها و فناوري توليد شده ديگران استفاده خواهيم كرد.

 
   
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 10:6  توسط عباس فتوحی چاهوکی  | 

اطلاعات شگفت انگیز درباره چشم

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 9:32  توسط عباس فتوحی چاهوکی  |